فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره
محمدنیکانمحمدنیکان، تا این لحظه: 12 سال و 26 روز سن داره

بهشت من تویی

نی نی ناز من دیروز سه تا قدم تاتی کرده ...هوراااااا

فاطمه گل مامان دیروز دو سه تا قدم تاتی کرده و مامانشو خوشحال کرده.... الهی شکر مامانی  بعد از یه ناراحتی و بیماری که یکی دو روز تو بیمارستان بستری شدم و دلم برات یه ذره شده بود رو بعد از اینکار قشنگت خیلی خیلی خوشحال کردی و خستگی رو از تنم در آوردی. تو این مدت بابا مهدی خیلی خیلی کمکم کرد و از هیچ کاری در حقم مضایقه نکرد. بابا مهدی، من و مامانی خیلی خیلی دوستت داریم . الهی همیشه سالم سلامت باشی. تو بیمارستان مادرو کودک هم دلتنگی فاطمه جونم با وجود بابا مهدی و برخورد خوب پرسنل و پزشک اونجا خیلی کمتر شد. الهی اونها هم همیشه سالم و سلامت باشن. وقتی به یاد دخملم می افتادم اشک تو چشای مام...
25 ارديبهشت 1392

بعد از تاخیری طولانی...

سلام دوستای گلم خیلی وقت بود نتونستم بیام تو وبلاگ فاطمه جونم و مطلب بزارم. دلم برای همتون تنگ شده بود. فاطمه گلم الان ده ماهشه. ده ماه زیبا با همه شیرینیها و تلخیهاش گذشت و دخمل ماه من به امید خدای بزرگمون روز بروز بزرگتر ، ماهتر و زیباتر میشه. الهی شکر آروز دارم که لبخند مهمون همیشگی لباش باشه و شادی توی دلش لبریز. فاطمه مامانی و بابایی نقل و نبات مامان عشق مامان الان می ایسته ولی هنوز نمیتونه قدم برداره دستاشو با کمک وسایل میگیره و راه میره کلمه های ماما بابا ددد رو تکرار میکنه دندون که هنوز نداره ه ه ه عاشق وسایل برقی هست مث کنترل تلویزیون، ماشین لباسشویی،...
21 ارديبهشت 1392

4 ماهگی نی نی گلمون مبارک

سلام عزیز دلم شما 4 ماهه شدی . الهی به قربون روی ماه فاطمه گلم بشم. الان بعد از 4 ماه حسابی خودتو تو دلمون جا کردی. میخندی. خیلی قشنگ اسبازیاتو تو دست میگیری و بازی میکنی. با پتو یا رو اندازت بازی میکنی و همه چیو تو دهنت میکنی. ماه دیگه مادری میخواد بره سر کار. چطوری میتونم از تو عزیزم دل بکنم. از خدا میخوام کمکمون کنه. دخمل گلم    قند و عسل مامان عاشق بیرون رفتن و ماشین سواری هست . اینروزا هم با سردی هوا کمتر میتونیم بیرون بریم فاطمه تو خونه حوصله اش سر میره دوست داره بغل بشه و همه جارو دید بزنه خاله سمیه هم یه خورده اینروزا مریض شده. خاله های مهربون از ته دل براش دعا کنید تا خوب خوب بشه مادری هم ...
16 بهمن 1391

نی نی گلم هفت ماهگیت مبارک

الهی شکر که هفت ماه گذشت و مامانی می بینه که فاطمه قشنگش لحظه به لحظه رشد میکنه. خدارو هزار مرتبه شکر میکنم که تنت سالمه و لبات پر از خنده با هر لبخندت مامانی جوونتر میشه و امیدش به زندگی بیشتر عزیز گلم همیشه شاد باشی و تنت سالم باشه و دلت پر از آرزوها و رویاهای قشنگ و خوشبختی مهمون همیشگی دلت باشه. فاطمه من الان بدون کمک میشینه. قربونت برم اشک تو چشای مامانی جمع میشه وقتی رشد و بالندگی میوه دلشو میبینه. دعا میکنم دامن همه منتظرای نی نی سبز بشه. بابایی رو خیلی خیلی دوست داری و وقتی کلید رو تو در میندازه با صدای باز شدنش براش میخندی به طرفش میری تا بغلت بگیره تو بغلش میخوابی باهاش کلی بازی...
9 بهمن 1391

خاطرات مرور نشده با فاطمه قشنگمون

دخمل گل مامان 8 بهمن ماه هفت ماهش میشه. الهی که مبارکش باشه عزیز قشنگم الان غلت میزنی سینه خیز جلو میری رو زمین حرکت میکنی میتونی یه کم بشینی غذا میخوری با مامانی و بقیه وقتی ورزش میکنیم یا که میرقصیم همراهی میکنی تو روروئک میشینی و یه کوچولو حرکت میکنی و  بعضی صداها و کلمات رو میتونی تکرار کنی و خیلی کارای دیگه گلم الهی فدای عزیزم بشم که ماشاالله داری کم کم بزرگ و خانم میشی مامانی الان یکمه و نیم هست میاد سر کار ولی یه جای دیگه . شمارو صبح ها میزاره پیش مادر بزرگ و میره ولی در تمام مدت به فکرته و دلتنگ روی ماهت تا ظهر بیاد زود زود پیشت الهی بمیرم برات که مجبورم تنهات بزارم این...
7 بهمن 1391

عزیز نازنینم...گل روی زمینم...

فاطمه عزیزم دستان کوچکت لبخند مهربانت  روی ماهت  آوای دلنشین صدایت  مهربانی و پاکی چشمانت دل کوچکت را با تمام خوشبختیهای دنیا عوض نمیکنم. فرشته کوچکم اشک در چشمان مادر حلقه میبندد وقتیکه لبخند میزنی و با معصومیت چشمهایت تمام دنیا را بمن هدیه میکنی. آنزمان است که دستانم را به آسمان بالا میبرم و خدای بزرگ را بخاطر داشتن وجودت شکر میگویم. سال گذشته همین روزها بود که فهمیدم خدای مهربانم فرشته کوچکی بمن هدیه کرد. از آنروز تا کنون طعم شیرین مادر بودن را در کنارت لمس کردم و اکنون میفهمم که جاضرم تمام دنیامو بدهم تا عزیزترینم در آرامش و سلامتی و خوشبختی باشه. فاطمه نازنینم همه کسم نفسم دخترم...
24 مهر 1391